تبليغاتX
عکاسخانه

نادیا -مهدی-دریا  ۱۳۸۵

دریای کوچکم سلام

خوبی عمو ؟ سومین روزی است که بوی مادرت را در هیچکدام از زنانی که به خانه شلوغ این روزهایتان میایند پیدا نمیکنی وشنیده ام برای قبول تمام عروسکهای زیبایی که مهدی عزیزبا دست و دلبازی تمام برایت میخرد شرط حضور مادرگذاشته ای و تنها سوال بزرگ زندگی ات را هیچکدام از دوستان من قادر به جواب نبوده اند .
عموی گلم ،دریا جان بایک بغل صدف میآیم اگر دیگر به پدر نگویی مامان میخواهی .ببین اگر صبر کنی من خودم روزی که دریای بزرگی شدی و مروارید دلت سخت تربه تومیگویم که چرا آنروز صبح ، مامان برای دادن اب به تو دستش لرزید ...

مهدی عزیز پرواز نادیای مهربانمان را به تو تسلیت میگویم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:44  توسط ابراهیم حصاری  | 

 دعوت شدم برا عکاسی از فیلم (خاموشی دریا) برای همین کمی گرفتار و در عین حال بلاتکلیف بودم تا چند روز دیگه هم برای ادامه کار باید بریم جزیره لاوان .
(چند قطعه از عکسای فیلم رو بصورت فشرده براتون میذارم و در فرصتی بهتر و شاید در برگشت بقیه شو ، ممنونم از دوستانی که با راهنماییها و نقد عکسها باعث دلگرمی و آموختن بیشتر من میشن )
و متشکرم از منیرو روانی پور عزیز بخاطر کامنت قشنگش ،اولین داستانی که خوندم تو زندگی ام متعلق به این عزیز بود و خواستم تشکر کرده باشم از حضورش

این عکس تقدیم به همه کسانی که این روزها توسری میخورن

 

تقدیم به یه عکاس تازه وارد با یه شروع خوب به دنیای عکاسی

ساعت ۲ نیمه شب وقتی آدم پیدا نکنم مجبورم خودم برم تو کادر وایسم

چند شقایق فقط به دوستان شاعر ونویسنده خوبم بخاطر احساسشون

و طلوع شهر اصفهان به وبلاگ طلوع نو

هیرا حسین و امیر عزیز و...بخاطر مهمون نوازیشون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 21:53  توسط ابراهیم حصاری  | 

با تشکر از همه دوستان فهیمی که در نبودم مورد لطفم قرار دادند
قسمتی از عکسهای سفرم را در این پست تقدیم میکنم
به امید اینکه خسته ، ترکم نکنید

( نیشابور )

( نیشابور ) کاروانسرای شاه عباسی

( تهران ) کوهسار

خب دوستانی که فکر میکنن زیادی رمانتیک شدم بیان صفحه بعد

بقیه عکسها در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:39  توسط ابراهیم حصاری  |